۱-برای سردی زمستان سلاحی ندارم جز "اندیشه گرما" که می تواند تمام لرزش تنم را تسلی دهد برای اینکه این سه ماه سرد را پشت سر بگذارم و رو سیاهی را بگذارم برای زغال و همه آنهایی که زغال گونه می زیند.
۲-از امروز به بعد برفی اگر ببارد کسی حق ندارد از سرما بنالد ٬فصل فصل سرما و سوزان است هر کس شکایتی داشت برود بنشیند کنار بخاری و از خانه بیرون نیاید ٬خانه سرما هم فصل زمستان است پس خانه او را غصب نکنید .آنهایی هم که فکر می کنند زمستان غاصب است می توانند برای اثبات ادعای خود به جنگ با سیاهی بروند البته در این مورد "سپیدی"!
۳-ذهن "به سانسور عادت کرده من"پیش از این پست ٬چند مطلب نوشته بود که خودش به خودش مجوز انتشار نداد ٬عجب ذهن سرکش و غیر قابل تحملی دارم من!نشان به آن نشان که برای حلالیت طلبی جناب احمدی نژاد از مردم در سفر به مکه هم چند ورق کاغذ سیاه کرده بودم ولی وقتی خواستم آن را در وبلاگم بگذارم کاغذ از وسط به دو نیمه شد٬قیچی سانسور من این روزها خیلی برنده شده ٬مگه نه؟!
(این را برای کسانی گفتم که در این مدت لطف داشتند و از بی مطلبی من در وبلاگ شاکی بودند٬راستش را بخواهید خودم هم از دست خودم شاکی ام اما به که شکایت ببرم؟!!!)
۴-از این به بعد هم قرار نیست پا را از خطوط قرمز فراتر بگذارم ٬کمی به من حق بدهید اگر پایم روی خط رفت و سوختم چه کنم؟لابد از دور مسابقات حذف می شوم ٬نه...
تو رو خدا من را حذف نکنید!!