دلم لک زده برای یک دل سیر بوی کاغذ کاهی روزنامه .
برای اینکه با یک نفس عمیق تمام بوی جوهر چاپ را توی ریه ها یم پر کنم و خالی نه!
اما دیروز با زهم یک خبر بد آمد و آوای یک جغد شوم که پرید و پرید و بالاخره نشست بر بام روزنامه شرق.
دوباره باز هم شرق توقیف شد .
توسط چه کسی ؟
همان هایی که دا نشجوها را بردند،دیکتاتورها را آوردند،زنان را بازداشت کردند و لباس نظامی ها را با باطومهایشان در قدم قدم این شهر و این سرزمین گذاشتند تا هیچ گاه چهره نظامی شهر را از یاد نبریم .
حالا ما مانده ایم وباقی دانشجوها که با ما همدردی می کنند و ما با آنها!
ما مانده ایم با حسرت یک خط نوشتن بدون حضور سایه سنگین خطوط قرمز.
و جای خالی آنهایی که به جرم روزنامه نگاری شاید هم بند دانشجویان باشند و تحریریه هایی که یکی یکی چراغهایشان خاموش می شدندهر چند که همه اعضای آن تحریریه بارها آرزو کردند"ای کاش هرگز خاموش نشود چراغ این خانه ".
چقدر راحت آستانه تحمل ما را این ماموران ، بازجویان ، نظامیان...-چه می دانم چه القاب دیگری هم دارند-بالا برده اند که وقتی می شنویم روزنامه ای توقیف شد می گوییم " اِ،بالاخره درش را بستند"!
چقدر راحت آستانه تحملمان در مورد بازداشت و شکنجه دانشجویان ، روزنامه نگاران و زنان و کارگران و پژوهشگران و…-هر که را بگویید-بالاتر رفته که مثل اخبار عادی در کنار سایر اخبار هر روز می شنویم.
سهل آصفی که بود؟در روزنامه شرق کار می کرد ؟مطلب می نوشت؟
حالا کجاست؟کسی می داند الان چندمین برگه بازجویی را پر کرده؟و برای چندمین بار گفته که فقط یک روزنامه نگاراست؟
پیشترها یک احضار ،یک بازداشت و یک حکم توقیف هزینه داشت ، برای حاکمیت گاهی حتی اندکی ترس هم داشت که حالا بی مهابا می تازد.اما به کجا؟
حالا انگار عده ای آبونمان این بازداشتگاه و آن زندان و آن یکی دادگاه شده اند،بی دلیل می برند با دلیل برمی گرداند تا دفعه بعد دوباره بهانه برای بردن داشته باشند ،این بار طولانی تر.
حکم روزنامه ها هم که این وسط معلوم است.یکبار توقیف میکنند دفعه بعد حلقه محدودیتها تنگتر می شود،این اواخر که آقایان تیتر و لید هم برای روزنامه نگاران تعیین می کردند.
اگر جایگاهها عوض شده و بازجوهای دیروز می خواهند مطالب روزنامه ها را تهیه کنند ای کاش به روزنامه نگاران هم حق بدهند که از آنها به خاطر تمام این 28 سال –بازجویی که نه – ولی لااقل یک سوال بپرسند :"شما آقایان چه بر سر این مردم می آورید؟! "